هفتمین روز
/وب نوشته هاي عادله زاهدي/
جدیدترین مطالب
لینک های وب
آرشیو وبلاگ
درباره وب

نویسنده - روانشناس
------------------------------
کتاب ها :
--------
1-"گربه رقصان"نشر سمام-
2-"وارث اسب مرده"نشر چلچله-
------------------------------------------
مجموعه مشترک :
---------------
-"داستان کهن انسان مدرن"
- سه شنبه های خرمالویی-
-" خاطرات من ازاولین باری که مُردم " و...
----------------------------------------
نمایشنامه رادیویی(اجرا وپخش شده):
--------------
-ماشین بی سر نشین(7قسمت) -
-آخرین عکس-
-این پطروس لعنتی -
-هیچ رودی اززیر این پل نمی گذرد-
-مقنعه صورتی چرک-
-چند قطره آب و.....
جستجوی وب
موضوعات وب
لینک های مفید
.....همه چيز را فهميده بودم و اين تقريبا" مافوق تحمل من بود. فهميده بودم كه بابانوئلي وجود ندارد. .. اين مادر بود كه با زحمت زياد توانسته بود چندرغازي از خرج خانه صرفه جويي كند و براي ما هديه اي بخرد. فهميده بودم كه پدر آدم لئيم و عامیو ميخواره اي بيش نيست و مادر هميشه میخواست به من متكي باشد تا او را از فلاكتي كه دست به گريبانش بود نجات دهم و فهميده بودم كه اين حالت نگاهِ او حاكي از اين ترس بود كه نكند من هم مثل پدر، آدم لئيم و عامیو ميخواره اي بار بيايم.
/صبح روز كريسمس/فرانك اوكانر
موضوعات مرتبط: داستان کوتاه
تاريخ : یکشنبه دوم بهمن ۱۳۹۰ | 1:23 | نویسنده : عادله زاهدی |
.: Weblog Themes By Pichak :.
پيوندهای روزانه
لینک های مفید
امکانات وب